♥♥نصف من نصف تو♥♥
یه روزی یه مرده نشسته بوده و داشته روزنامه اش رو می خونده *********************** - الو یادمه چند سال پیش داخل خونه بنایی داشتیم منم کمک می کردم و لباس کار پوشیده بودم.مامانم یکم خرید لازم داشت منم با همون لباسای کهنه و کثیف بلند شدم رفتم دم مغازه(شده بودم عین این گداها).از قضا پام هم پیچ خورده بود و لنگان لنگان راه میرفتم.همون جوری که داشتم میرفتم یه آقای از عقب اومد یه هزار تومنی بهم داد.منم با عصبانیت گفتم ببخشید آقا من گدا نیستم.اونم برداشت گفت برو بچه این پول خودت بود از جیبت افتاد...منم موندم چی بگم بهش!!!خلاصه تا الان هر وقت بهش فکر می کنم خنده ام میگیره. ******************* قاضی: اسم؟ ******************* اردبیل ********************** از یک استاد سخنور دعوت به عمل آمد که در جمع مدیران ارشد یک سازمان ایراد سخن نماید. محور سخنرانی در خصوص مسائل انگیزشی و چگونگی ارتقاء سطح روحیه کارکنان دور می زد استاد شروع به سخن نمود و پس از مدتی که توجه حضار کاملا به گفته هایش جلب شده بود، چنین گفت: *********************** ناشناس : سلام خوشگله ،دوست پسر داری ؟ استاد: وقتی بزرگ شوی چه میکنی؟
یه روز ۳ تا لاک پشت میرن سفر و با خودشون چند تا نوشابه هم ورمی دارن تا وقتی رسیدن بخورن.
۲۵ سال طول می کشه تا برسن. وقتی میرسن یادشون میفته که با خودشون استکان نبردن. یکیشون داوطلب میشه که بره استکانا رو بیاره ولی میگه باید قول بدین که تنهایی نخورین ها. دوستاشم قول میدن که نخورن. یه ۵۰ سالی می گذره دوستاش میگن بابا این نیومد بیا نوشابه ها رو بخوریم. تا درنوشابه رو باز می کنن یهو لاک پشته از لای سنگها میاد بیرون میگه نامردا! نگفتم اگه برم می خورین؟ ۲ـ آن کیست که صبح ۴پا در ظهر ۲پا و عصر ۳ پادارد؟ ۳ـ آن چیست لباسش سیاه کلاهش سبز زیر پیراهنش سفید است؟ ۴ـ حرف اولم اول پیاز است حرف دومم اول ساز است حرف سوم و چهارم آخر هسته توی صندوق در بسته ۵ـ مادر بزاید دختری نه پا دارد نه سری دختر بزاید مادری هم پا دارد هم سری؟ ۶ـ من در زنجان اولم/در یزد دومم/در خوزستان سومم/زمستان را شروع می کنم/پاییز را تمام میکنم؟ ۷ـ زردم /زبرم/زیر زمین معتبرم /کلاه سبزی به سرم/مادر زن چغندرم؟ ۸ـ آن چیست که از کوه میاد هلم هلم پاتیل به سر خلال به دم؟ ۹ـ توش گل سرخ یمنی/گنبد سبز چمنی/شط فراتش را ببین/چشمه ی آبش را ببین؟ ۱۰ـ الا کلنگ یزدی نه نون می خواد نه سبزی آب می خوره فراوون نونشو می ده به مردم؟ جواب را به من بدهید البته با شماره برویید پایین مشخصاتم پایین وبلاگمه آسمونا با زمینش.تقدیم تو باد بهترینم ************************* عشق یعنی در میان برف ها عشق یعنی یاد آن روز نخست عشق یعنی هر چه درآن یاد توست ************************* حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست... ************************* ولی دل کسی رو به خاطر غرورت نشکن! ************************* اونو یادمن میاره میشکنه بغض ترانه غم رو گونه هام می باره از همون نگاه اول آرزوی آخرم شد حس خوب داشتن اون عاشقونه باورم شد دلمو از قلم انداخت اونکه صاحب دلم بود منو دوست داشت ولی انگار اندازه ش یه ذره کم بود ************************* ...اما تو یکی دیگرو پیدا می کنی! ************************* ************************* مهم این است که آسمان در تو منعکس شود. ************************* قشنگ اینه که مهم نیستی ************************* و یک آغاز زیبا ساخت ولی می شود هم اکنون آغاز کرد ویک پایان زیبا ساخت خیلی نامردی اگر نظر ندی!!!!!!!!!!!!! توتماج: موادلازم: رشته آش:۱پیاله ماست:۳پیاله آب:۳پیاله فلفل:به میزان لازم نعناداغ:به میزان لازم تخم مرغ:۲عدد طرزتهیه: ماست و تخم مرغ را داخل قابلمه می ریزیم و خوب مخلوط می کنیم بعد روی شعله ی ملایم می گذاریم و مرتب هم می زنیم تا بجوشد بعد آب و فلفل و رشته آش را می ریزیم و هم می زنیم بعد از جا افتادن درظرف می کشیم و نعنا داغ را رویش می ریزیم و به سلیقه ی خودتان تزیین کنید.اگر دوست داشتید پیاز داغ وسیر داغ هم بریزید برای زمستان پیش غذای خوبیست.خیلی خوش مزه است.بخورید و نظرتان را بگویید. (طرح شاد سازی افراد بیکار) سر سفره عقد عروس بله نمی گفته داماد یه کم فکر می کنه و با صدای بلند میگه:عمو زنجیر باف......
كه زنش یهو ماهی تابه رو می كوبه تو سرش!
مرده می گه: برا چی این كار رو كردی؟
زنش جواب می ده: به خاطر این زدمت كه تو جیب شلوارت یه تكه كاغذ پیدا كردم كه توش اسم جنى (یه دختر) نوشته شده بود…
مرده می گه: وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب دوانی رفته بودم اسبی كه روش شرط بندی كردم اسمش جنی بود.
زنش معذرت خواهی می کنه و می ره به کارای خونه برسه.
سه روز بعد، مرد داشت تلویزین تماشا می كرد كه زنش این بار با یه قابلمه ی بزرگتر می كوبه تو سرش به طوری که مرده تقریبا بیهوش می شه.
مرد وقتی به خودش میاد می پرسه این بار برای چی منو زدی؟
زنش جواب می ده: آخه اسبت زنگ زده بود!
- سلام
- سلام کجایی؟
- تو تاکسی دارم می رم خرید
- همین الام پیاده شو!
- چرا؟ نرسیدم که هنوز!
- پیاده شو، زود باش ، بهت می گم همین حالا
- مگه قراره ماشین منفجر بشه که اینطوری می گی؟
- مامان پیاده شو دیگه!
- تا نگی چرا، پیاده نمی شم، خُلم مگه وسط خیابون پیاده شم؟
- باشه برات توضیح می دم به شرطی که قول بدی برگشتنه با BRT برگردی
- وا؟؟؟ معلوم هست چت شده دختر؟نکنه دوباره درباره ی مزایای حمل و نقل عمومی مطلب خوندی و جو گرفتت!؟
- ببین مگه با BRT بری زودتز نمی رسی؟
- چرا.
- مگه ارزون تر در نمیاد؟
- خوب چرا.
- پس چرا با تاکسی می ری که ترافیک و آلودگی رو بیشتر می کنه؟ ببین قالیباف با این همه مشکلاتی که داره نمی زاره پروژه هاش عقب بیوفته و مردم لنگ بمونن.اون وقت امثال من و تو از این امکانات استفاده نکنیم؟درسته آخه؟
- راستشو بگو ببینم چت شده؟ دردت چیه آخه؟
- راستی مامان شنیدی تونل توحید طبق برنامه اول مهر افتتاح می شه؟
- بحث رو عوض نکن دختر بگو ببینم چی شده؟
- مامان مگه من مثل لیلای اقدس خانم اینا لیسانس ندارم؟
- خوب چرا؟
- آخه من چیم از دختر اقدس خانم اینا کمتره؟
-هیچی دختر.ولی اینا چه ربطی به تاکسی و ترافیک داره؟
- آخه می دونی چیه مامان؟ دیروز مامانه لیلا تو بی آر تی با یه زنه دوست شده ، زنه یه برادر زاده داره که هم پولداره هم تحصیل کرده. امشبم قراره بیان خواستگاری، تو هم از این به بعد با بی آر تی برو اینور اونور دیگه!
*******************
برشت: شما خودتون می دونین
قاضی: میدونیم اما شما خودت باید بگی.
برشت: خب. من رو به خاطر برتولت برشت بودن محاکمه میکنین. دیگه چرا باید اسمم رو بگم؟
قاضی: با این حال باید اسمتون رو بگین. اسم؟
برشت: من که گفتم. برشت هستم.
قاضی: ازدواج کرده اید؟
برشت : بعله
قاضی: با چه کسی؟
برشت: با یک زن
– سلام
- نه منه ؟ (چه کار داری)
- سرشماری اوچون گلمیشم (برای سر شماری اومدم)
- ها !
- سرشماری، آمارگر، چند تا سوال دارم
- خودش خونه نیست
- شما چندتا بچه دارین ؟
- سنه نه ؟ (به تو چه مربوطه)
- سرشماری ماموریم (مامور سرشمارم)
- کپک اوغلی ایت جهنمه بلی نن ور رام پخون چیخار (گم شو پدرسگ تا با بیل نکشتمت)
- چرا هول میدی ؟ دارم میرم خوب
- ……
" آری دوستان، من بهترین سالهای زندگی را در آغوش زنی گذراندم که همسرم نبود! "
ناگهان سکوت شوک برانگیزی جمع حضار را فرا گرفت! استاد وقتی تعجب آنان را دید، پس از کمی مکث ادامه داد:
" آن زن، مادرم بود! "
دختر :بله ،شما؟
ناشناس : من داداشتم ،صبر کن بیام خونه به حسابت میرسم !!
شماره ناشناس بعدی :
ناشناس : دوست پسر داری؟
دختر : نه نه اصلا
ناشناس : من دوست پسرتم ... واقعا که ...
دختر : عزیزم به خدا فکر کردم که تو داداشمی !!!
ناشناس : خوب داداشتم دیگه ،صبر کن خونه برسم من میدونم و تو....!
***********************
شاگرد: عروسی
استاد: نخیر منظورم اینست که چكاره میشوی؟
شاگرد: داماد
استاد: منظورم اینست وقتی بزرگ شوی چه میکنی؟
شاگرد: زن میگیرم
استاد: احمق، وقتی بزرگ شوی برای پدر و مادرت چه میکنی؟
شاگرد: عروس میارم
استاد: لعنتی، پدر و مادرت در آینده از تو چی میخواهند؟
شاگرد : نوه 
***********************
![]()
![]()

ادامــﮧ مطلب
هر چی عشقه با نگینش هرچی خوبه بهترینش
عشق یعنی آن نخستین حرف ها
در همه آوازها حرف آخر زیباست
غرورتو به خاطر کسی که دوستش داری بشکن
هر صدا و هر سکوتی
رسم زمونه:تو چشم میذاری من قایم میشم
سه چیز میماند:ایمان،امیدوعشق،اما برترین آنها،عشق است
مهم نیست که قطره باشی یا اقیانوس
مهم نیست که قشنگ نیستی
شاید نشود به گذشته باز گشت![]()
![]()
![]()
چی کار کنم؟؟؟؟اشکال نداره می خونم الآن وقت کنم می خونم حرفه آسونه فقط علوم یک جوری اشکال نداره/ می دونیدمن خیلی از علوم متنفرم فعلا چیزی به ذهنم نمی رسه فعلا!!!!!!!!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ادامــﮧ مطلب
|
[-Design-]
|




